گروه آبــــــــــــــــا
لوله ,آبیاری , نوار تیپ
طراحی سایت
چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397.
*

 

آنچه امروزه «علوم انسانی» نامیده می‎شود، در مقطع تاریخی بین ارسطو تا دیلتای شکل گرفته است. برای تعریف علوم انسانی (متمایز از علوم طبیعی) و تدوین منطق آن و تعیین هدف یا غایت آن ارسطو قدم‎های اولیه را برداشت. در قرن هجدهم ویکو، هیوم، ولتر و مونتسکیو، این مفاهیم را پیش بردند. در قرن نوزدهم آگوست کنت، جان استوارت میل و سرانجام دیلتای تکمیل صورت تاریخی این علوم را به انجام رساندند. امروز علوم انسانی در کنار علوم طبیعی (فیزیک و...) دارای ساختار، منطق و هدفی متمایز است.

ویلهم دیلتای را همواره یک فیلسوف به شمار می آورند، حال آنکه مطالعات و دغدغه های اولیه وی در وهله نخست به الهیات مربوط بود. وی در همان دوران تحصیل خود در دانشگاه هایدلبرگ ( 1853) و دانشگاه برلین ( 1854) به مطالعه الهیات پرداخت، اما توجه و تفکر او در همین مرحله باقی نماند و به تاریخ و فلسفه نیز معطوف شد. وی آثار خود را همواره در راستای نقدِ عقلِ تاریخی تلقی می کرد. در واقع می توان آثار وی را نوعی بسط و توسعه قلمرو نقدِ عقلِ محض کانت دانست زیرا به بررسی شرایط معرفت شناختی علوم انسانی و علوم طبیعی می پردازند. علوم طبیعی و علوم انسانی، نقطه ی عزیمت خود را از تجربه و زندگی روزمره آغاز می کنند؛ اما در حالی که علوم طبیعی به شیوه ی عملکرد اشیاء، مستقل از فعالیت انسان، توجه دارند اما علوم انسانی درصدد هستند تا همین فعالیت انسان را تبیین نمایند. از سوی دیگر به لحاظ روشی می توان گفت که علوم طبیعی از مشاهده بیرونی استفاده می کنند تا قلمرو ابژکتیوی از طبیعت ایجاد نمایند و علوم انسانی نیز به نوبه خود به تعریف آنچه دیلتای جهان تاریخی می نامد یاری می رسانند.در واقع از آن جایی که علوم انسانی از تجربه درونی و بیرونی بهره می برند ، پیوند بی واسطه تری با معنای اولیه زندگی دارند. افزون بر این، به لحاظ موضوعی می توان گفت که: در حالی که علوم طبیعی در پی آنند که طبیعت را تبیین نمایند و این کار را با برقراری پیوند میان تصورات متمایزی که از تجربه بیرونی حاصل شده اند و بواسطه ی تعمیم های نظری و قوانین علی انجام می دهند، علوم انسانی به دنبال فهمی است که ساختارهای بنیادی زندگی تاریخی ای را که در زیسته داده شده اند بیان کند. به نظر دیلتای، مبنای این فهم را نه در روان شناسی تداعی گرا بلکه در روان شناسی توصیفی می توان یافت.

دیلتای در ابتدا گمان می نمود که این روان شناسی توصیفی می تواند بنیانی مستحکم را برای علوم انسانی فراهم نماید، اما در نوشته های بعدی خود که به توصیف روش هرمنوتیک می پردازد، ایده ی یک روش و نظام بنیادین را رد نمود. بنابراین، دیلتای با این ادعا که تمام علوم انسانی تفسیری هستند و به طور متقابل به یکدیگر وابسته می باشند به پایان راه خود رسید. به بیان هرمنوتیکی می توان گفت که فهم عبارت است از فرایند تفسیر عینیتهای زندگی، تجلی های بیرونی تفکر و عمل انسان.از این رو فهمِ بین فردی از طریق این عینیت های مشترک بدست می آید و نه از طریق همدلی صرف.

 برگرفته از www.louh.com ,anthropology.ir

لوله

*

Zo2 Framework Settings

Select one of sample color schemes

Body

Background Color
Text Color
Link Color
Background Image

Main Menu

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Main Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Inset Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image

Bottom Wrapper

Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image
Background Color
Modules Title
Text Color
Link Color
Background Image
 
Top of Page ABAone